لیبرال دموکراسی!یا...

و ابوبکر سخن آغاز کرد و خداوند عزوجل را حمد و ثنا کرد و سپس چنین گفت : خداوند محمد را برای شما بعنوان پیامبر و برای مومنین بعنوان صاحب اختیار مبعوث نمود و برای آنان منت نهاد که اورا در میان ایشان قرار داد. تا آنکه برای او محضر خود را اختیار کرد و امر مردم را به خودشان سپرد تا مصلحت خویش را با اتفاق نه با اختلاف برای خود انتخاب کنند . مردم هم مرا به عنوان حاکم بر خود و مسئول امورشان انتخاب کردند. من هم آنان را بر عهده گرفتم و به کمک خداوند(!) از سستی و حیرت و وحشت ترسی ندارم و توفیق من جز از خداوند نیست.

ولی من طعن زننده ای دارم که خبرش به من می رسد و بر خلاف عموم مردم سخن می گوید . او شما را پناهگاه خود قرارداده و شما هم قلعه محکم او و شان و مقام تازه او شده اید . شما باید به همراه مردم در آنچه بر آنها اجتماع کرده اند داخل شوید و یا آنها را از آنچه بدان تمایل نشان داده اند منصرف کنید.

ما نزد تو آمده ایم و می خواهیم برای تو در این امر خلافت نصیبی قرار دهیم که برای تو و نسل بعد از تو باشد چرا که تو عموی پیامبر هستی! اگرچه مردم مقام تو و رفیقت را دیدند و با این حال امر خلافت را از شما دو نفر منصرف کردند .

عمر گفت: ای والله ، شما ای بنی هاشم آرام باشید که پیامبر از ما و از شماست و ما از این جهت که به شما احتیاج داشته باشیم نزد شما نیامده ایم بلکه کراهت داشتیم که در آنچه مسلمانان بر آن اجتماع کرده اند مخالفتی باشد و در نتیجه کار بین شما و آنان بالا بگیرد . پس به صلاح خود و عموم مردم فکر کنید . سپس عمر ساکت شد.

عباس سخن آغاز کرد وگفت:خداوند تبارک و تعالی محمد(ص) را همانطور که گفتی به پیامبری مبعوث کرد و برای مومنین صاحب اختیار قرار داد . اگر این امر خلافت را بعنوان پیامبر(ص) طلب نموده ای که حق ما را گرفته ای و اگر بعنوان مومنین طلب نموده ای پس ما هم از مومنین هستیم و درباره خلافت تو نظری ندادیم و مورد مشورت و نظر خواهی قرار نگرفتیم و ما خلافت را برای تو دوست نمی داریم چرا که هم از مومنین بودیم و نسبت به تو کراهت داشتیم.

و اما این سخنت که " در این امر خلافت برای من نصیبی قرار دهی" اگر این امر فقط برای توست آن را برای خود داشته باش که ما به تو احتیاجی نداریم و اگر حق مومنین است تو حقی نداری به تنهایی در حق آنان حکم نمائی و اگر حق ماست ما از تو به قسمتی از آن راضی نمی شویم!

و اما سخن تو ای عمر که  " پامبر از ما و از شماست"  پیامبر(ص) درختی است که ما شاخه های آن و شما همسایگان آن هستید . پس ما از شما به او سزاوارتریم .

و اما آن سخنت که " ما می ترسیم کار بین شما و ما بالا بگیرد " این کاری که شما انجام دادید آغاز همان اختلاف است و خداست که از او کمک خواسته می شود.

اسرار آل محمد،سلیم بن قیس هلالی ص151

پ.ن 1:این متن،گفتگوی بین ابوبکر و عمر و عباس بن عبد المطلبه که پس از فوت پیامبر(ص) برای اینکه عباس و به طمع بیندازند تا ادست از حمایت علی(ع) برداره باهاش اینجوری مذاکره کردند.

پ.ن 2:هر نوع برداشت سیاسی از این متن آزاده!( قبلش به عمق فاجعه زمان پیامبر(ص) هم فکر کنید.)


بعد .نوشت:  ابوبکر و هاشمی رفسنجانی رو  با هم مقایسه کنید با توجه به صحبت های هاشمی در نماز جمعه

اگه نیازی به توضیح داره پیغام بگزارید



کابوس مشایی

یکی از بی تدبیر ترین کارهایی که احمدی نژاد میتوانست در این برهه زمانی انجام بدهد انتخاب مشایی به

عنوان معاون  اول بود. بی تدبیر از این جهت که علاوه بر دشمنانش زبان منتقد دوستان خود را نیز باز کرد. اما

چند دلیل میتونه برای این کار وجود داشته باشه که یکی از اونا مستقل بودن شدید احمدی نژاده که واسش

اهمیتی نداره کسی ازش دفاع بکنه یا نه و اگه فکر کنه یه چیز حقه بدون در نظر گرفتن تبعاتش اونو انجام میده

.البته این مستقل بودن بیش از حد شاید زیادم خوب نباشه مخصوصا موقعی که با غرور و روحیه مشورت

ناپذیری جمع بشه. اگر احمدی نژاد بر انتخاب مشایی پافشاری کنه  باید بتونه به طور منطقی از اون دفاع کنه و

شبهه(حاشیه)هایی که نسبت به او مطرح هست و پاسخ بده(همه کسایی که طرفدار احمدی نژادند میدونن

که تو زمان تبلیعات تقریبا تنها چیزی که در برابر مخالفان براش جواب نداشتیم همین آقای مشایی بود و نهایتا

اونو به عنوان یه اشتباه در میان همه نکات مثبت می پذیرفتیم ) تا در این صورت جو بهتری رو برای ادامه اداره

دولت فراهم کنه. ولی در غیر این صورت ما باید چیکار بکنیم؟ 2 راه است که متناسب با شرایط هر دو قابل

استفاده هستند: 1-ادامه جریان مطالبه گری و  امید به  عزل وی 2- پذیرش ماجرا. هر چه هست این نکته را

نباید فراموش کنیم که انتخاب ما به دلایلی فراتر ازمشایی و امثالهم بود...هدف ما زنده کردن گفتمان انقلاب

وکوتاه کردن دست غارتگران بیت المال و ... بود و اصلح افراد همان بود که در حال حاضر است و در بین گزینه ها

انتخاب غیر از او خطا. امیدوارم آقای احمدی نژاد هم کمی به سخن دوستان صدیق خود گوش بدهند و به قول

یکی از دوستان  اصولگرا تر از حالشان باشند.  


بعد.نوشت: معاونت اولي مشايي فاقد اعتبار شرعي و قانوني است

امیدوارم هر چه سریع تر احمدی نژاد جبهه خودشو مشخص کنه و الا ما ابایی نداریم که شعار مرگ بر او را سر دهیم.

روز هدایت

یا من ارجوه لکل خیر...

در غار حراء نشسته بود. چشمان را به افقهاى دور دوخته بود و با  خود مى اندیشید. صحرا، تن آفتاب سوخته خود را، انگار در خنكاى  بیرنگ غروب ، مى شست .

محمد به مرز چهل سالگى رسیده بود. تبلور آن رنجمایه ها در جان او باعث شده بود كه اوقات بسیارى را در بیرون مكه به تفكر و دعا بگذراند، تا شاید خداوند بشریت را از گرداب ابتلا برهاند. او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حراء به عبادت مى گذرانید.

شب بیست و هفتم رجب بود. محمد غرق در اندیشه بود كه ناگاه صدایى گیرا و گرم در غار پیچید:

بخوان !

محمد، در هراسى وهم آلود به اطراف نگریست .

صدا دوباره گفت :

بخوان !

این بار محمد با بیم و تردید گفت :

من خواندن نمى دانم .

صدا پاسخ داد:

بخوان به نام پروردگارت كه بیافرید، آدمى را از لخته خونى آفرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است ، همو كه با قلم آموخت ، و به آدمى آنچه را كه نمى دانست بیاموخت ...

و او هر چه را كه فرشته وحى فرو خوانده بود باز خواند....


بعثت محبوبترین خلق خدا پیامبر رحمت و محبت حضرت محمد(ص) رو به همگی شما  تبریک میگویم.

 

چند نکته از نماز جمعه دیروز

دیروز نماز جمعه تهران به امامت آقای هاشمی رفسنجانی برگزار شد.

بعضی ها میگن هاشمی اونطور که ازش انتظار میرفت حاضر نشد اما به نظر من هاشمی کاملا مثل هاشمی بود!

حرفهایی که میزد نشون از عقاید فیلترشدش بود.نه خیلی مخالف صحبت کرد که به موقعیتش لطمه بخوره و نه چندان موافق...

مثلا در هیچ کدوم از دو خطبه به رهبر و سخنانشون اشاره ای نکرد و بجاش بطور تابلو! کاملا افراطی از امام (ره) و انقلاب شاهد مثال آورد.

در بخشهایی از صحبتاش بغض کرد و حالت گریه بخودش گرف من جمله موقعی که داشت درباره زندانیا و درخواست آزادیشون حرف میزد(که از ویژگیهای بارز هاشمی بود)

{من کاری به گفته هاشمی ندارم اما به نظر من نباید هر ننه من غریبی رو گرفت و بازداشت کرد،البته بعضیهاشون حقشونه.با این حال یه جامعه اسلامی باید توانایی و قدرت این و داشته باشه که نظر مخالفاشم بشنوه و در خودش حل کنه.یعنی این ماییم که باید انقدر مبانی حرفامون قوی باشه(که هست)که مخالفین رو جذب کنیم نه اونا. و اگه شیوه رو خفه کردن صدا بزاریم که دیگه هیچ فرقی --البته از این منظر--با کشورها و دولت های دیگه نداریم...و واسه همینم هست که من پیشنهاد هاشمی رو مبنی بر بیان نظرات دو طیف در تلویزیون(هر چند حرفی برا گفتن ندارند)بشرط مدیریت صحیح ،کنترل ،محدوده زمانی مشخص و لوث نشدن قضیه میپسندم}

در نهایت انتظار(میخواستم بگم با کمال تعجب..دیدم این حرفا از زبان هاشمی اصلا تعجب نداره!)هاشمی با بیان اینکه "عده‌اي هستند كه كم نيستند و بخش زيادي از مردم فهيم و عالم كشورمان هستند كه مي‌گويند ما ترديد داريم." و در جای دیگه "مردم يعني به اصطلاح معترضان" هم صدا با بیگانگان بنحوی بر شایعهتقلب صحهع گذاشت و بیش از 63% کسانی رو که انتخابات و صحیح میدونند،نادیده گرفت و همه مردم رو معترض فرض کرد.

ویژگیه دیگر هاشمی که تو صحبتاش مشهود بود دو پهلو حرف زدنه.

مثلا در بخشی از خطبه با اشاره به هدر رفتن فرصت 5 روزه اعتراض در شورای نگهبان میگه:"من نمي‌خواهم بگويم تقصير چه كسي بود كه نشد، اما نشد."!

یا وقتی به طور نامحسوس(به نظر من)دولت احمدی نژاد و با دولت مغرور و متكبر پهلوي که قیمت نفت بالایی هم داره مقایسه میکنه.

اما تنها چیزی که هیچ شکی در اون نیست پیشگویی وی درباره شروع تحول بعد از صحبتهاشه که کاملا مردوده!




چند تا عکس از نماز جمعه دیروز که دیدنش خالی از لطف نیست:

چقدر دردناکه که دختر چادری کشور ما از اصول اولیه نماز بی اطلاعه

بقیه ادامه مطلب

ادامه نوشته

در پی خبر سفر جومونگ به ایران

اتفاقاتی که این چند وقت افتاده خیلی زیاده

ولی الان قصد ندارم درباره هیچی صحبت کنم

فقط از این طنزه بدجور خوشمان آمد .میزارم شمام هضشو(اینجوری مینویسن؟!) ببرین:


جومونگ را به ایران راه ندهید!

بعد از آنکه خبر ایران آمدن  جومونگ امپراطور آتی گیرو در رسانه ها منتشر گردید اخبار ضدو نقیضی از محافل سیاسی به گوش می رسید که گاها خوش آیند و گاها بودار می نمود.

عده ای از تحلیلگران سیاسی سفر جومونگ به ایران را یک سفر سیاسی و عده ای یک سفر دیپلماتیک معمولی قلمداد می کنند.

 سفر فرمانده جومونگ به ایران آنجااز حساسیت بیشتری برخوردار شد که جولبون منطقه تحت حاکمیت وی با دو مشکل تحریم اقتصادی و بیماری طاعون دست و پنجه نرم می کند.

منابع نا موثق ما ! از مواضع شخصیتهای سیاسی کشور مواردی را مطلع شده اند که به صورت تیتر وار خدمت مخاطبان عزیز ارایه می کنیم.

 

محمد خاتمی: به خاطر بانو سوسانو هم که شده باید تحریم جولبون شکسته شود.

هاشمی رفسنجانی: مصلحت نیست . جومونگ را به ایران راه ندهید.

ابطحی: حاضرم در سفرهای دریایی بانو سوسانو را همراهی کنم.

میرحسین موسوی: جومونگ در مقابل موج چیز تسو نمی تواند مقاومت کند. جومونگ یک دروغگوست.

محسن رضایی: جومونگ گیرو را به پرتگاه می برد. شاخص فلاکت در گیرو خیلی بالاست.

کروبی: ننجون جومونگ هم بخواهد حمایت نمی کنیم.

محمد رضا خاتمی: به خاطر کشته شدگان "بویو" شمع روشن می کنیم.

لاریجانی: باید به مخالفین جومونگ هم حق داد.

قالیباف: سیاست خارجی جومونگ ماجراجویانه است.

احمدی نژاد: حاضریم تجارب خود را در اختیار جومونگ قرار دهیم.

حجاریان: باید امپراطوری های "هان" و " بویو" در جریان جزئیات سفرجومونگ قرار گیرند.

حسین شریعتمداری: اسناد جنایات بویو و هان را منتشر خواهیم کرد. جومونگ باید حمایت شود.

شجریان: جومونگ حق ندارد صدای مرا پخش کند!

ح٬ م : ملاقات با جومونگ حرام است!. 

.

.

.

کش رفته از روزنامه نگار مستقل


دروغ بزرگ موسوی


در زمان انتخابات حرف این بود که این 4 کاندید همه صالح هستند و وظیفه ما انتخاب اصلح از بین این آقایان صالح است.

حال این سوال مطرح است که آیا واقعا این آقایان همگی صالح بودن و حائز شرایط صلاحیت برای ریاست جمهوری یا خیر؟

ابتدا نگاهی می اندازیم به قانون اساسی :

اصل 115 قانون اساسی:

رئیس جمهور باید :

1.      از رجال مذهبي ، سياسي

2.      ايراني الاصل

3.      تابعيت كشور جمهوري اسلامي ايران

4.      مدير و مدبر

5.      داراي حسن سابقه و امانت و تقوي

6.     مؤمن و معتقد به مباني جمهوري اسلامي ايران و مذهب رسمي كشور باشد.

کسی که این شرایط را داشته باشد میتواند برای این پست داوطلب شود .

حال این سوال مطرح است که آیا واقعا جناب آقای موسوی دارای این شرایط بوده اند و با شورای نگهبان صادق یا خیر.

بدون در نظر گرفتن ویژگی 4ام رئیس جمهور که با توجه به عملکرد ایشان در حال حاضر در تردید است،میخواهیم ببینیم آیا جناب موسوی "مؤمن و معتقد به مباني جمهوري اسلامي ايران" هستند؟

یکی از مبانی جمهوری اسلامی قانون اساسی است و آنکه مبانی جمهوری اسلامی را فبول کند قانون اساسی را نیز پذیرفته است.

با زهم به قانون شکنی های متعدد آقای موسوی که خود دم از قانون مداری میزنند کاری نداریم و از بین همه این اصول فقط به یک اصل اساسی توجه میکنیم. طبق اصل 5 قانون اساسی "در زمان‏ غيب‏ حضرت‏ ولي‏ عصر "عجل‏ الله‏ تعالي‏ فرجه‏" در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ ولايت‏ امر و امامت‏ امت‏ بر عهده‏ فقيه‏ عادل‏ و با تقوي‏، آگاه‏ به‏ زمان‏، شجاع‏، مدير و مدبر است‏ كه‏ طبق‏ اصل‏ يكصد و هفتم‏ عهده‏ دار آن‏ مي‏ گردد."


جناب آقای موسوی  آیا واقعا شما به این اصل پایبند بودید؟!

نگاهی میکنیم به گفته های آقای موسوی قبل از انتخابات:

·      ## بنده بهترين رابطه را با رهبري دارم و از قانون اساسي تبعيت مي‌كنم. من در طي اين بيست سال هم هيچ مشكلي را حس نكردم و در بسياري از مشورت‌ها و جلسات با رهبر همراه بودم، اما مهم اين است كه من نمي‌خواهم از شخصيت رهبر استفاده كنم، من اصولي نظراتم را مطرح مي‌كنم و اين مورد توجه همه ي مسوولين نظام از جمله رهبر است.(ديدار با علما و روحانيون در حسينيه جماران)

·        ## ما در كشور خود يك قانون اساسي داريم كه در آن جايگاه نهادهاي مختلف به دقت مشخص شده است و ما هم بايد از همين جا شروع كنيم؟ اينجا بحث از سليقه ي اينجانب و ديگري بيهوده است و اگر كسي به قانون اساسي اعتقاد نداشته باشد و نامزد شود، با مردم خدعه كرده است. بنده هم به ولايت فقيه معتقدم و اگر انتخاب شوم براي حل مشكلات مردم حتما ارتباطي قوي با مقام معظم رهبري ايجاد خواهم كرد. ( مهندس موسوي ديدار با جمعي از نخبگان استان خوزستان، ‪۱۳۸۸)

·       ##ولايت فقيه بزرگ‌ترين نقش را در پيروزي انقلاب داشته است و ما در اين ‪ ۳۰سال، بدون اين اصل هر لحظه ممكن بود به فضاي قبل از انقلاب غلت بزنيم. ولايت فقيه، ما را در مقابل كودتا و خودمختاري‌ها حفظ كرده است. من با قبول اين مساله وارد عرصه انتخابات شده ام. ( دانشگاه فردوسي مشهد۱۳۸۸)

·       ## دولت موظف به اجراي سياست‌هاي ابلاغ شده از سوي رهبري است. (مصاحبه مهندس موسوي با فايننشيال تايمز، ‪۱۳۸۸)

 

اینها فقط مشتی از خروار سخنرانی های ایشان قبل از انتخابات بود!

 

رهبر معظم انقلاب در خطبه نماز جمعه تاریخی ملت تمامی خط مشی ها را روشن و سخنانشان  فصل الخطاب برای تمامی مردم ایران بود. حال به قسمتهایی از سخنان رهبر انقلاب و جناب موسوی بعد از سخنان ایشان اشاره میکنیم :

ره بر انقلاب: مردم البته اطمینان دارند اما برخی طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که نظام جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست و ساز و کارهای قانونی انتخابات در کشور ما اجازه تقلب نمی‌دهد آن هم تقلب در حد یازده میلیون رأی (نماز جمعه تاریخی تهران)

موسوی : مشارکت پرشور مردم ایران در انتخابات دوره دهم انتخابات ریاست‌جمهوری که حداقل 20 درصد بیشتر از انتخابات دوره قبل بود و میلیونها نفر از کسانی را که در گذشته میلی به شرکت در انتخابات نداشتند، به پای صندوق‌های رای کشانده حماسه‌ای آفرید که در تاریخ سه دهه انقلاب اسلامی ایران و مردم‌سالاری بی‌سابقه بود. هرچند نتیجه آن را طوری دیگر جلوه دادند و با وارونه نشان دادن نتیجه آن خود را بناحق و همانند سایر موارد فاتح این عرصه هم معرفی کردند؛ ولی شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را باور نخواهد کرد.(نامه ميرحسين موسوي به شوراي نگهبان۳۰ خرداد)

ره بر انقلاب :مجاری قانونی را تنها مسیر رسیدگی به شبهات مطرح شده است و بنده زیر بارِ بدعت‌های غیرقانونی نمی‌روم چراکه در هر انتخاباتی طبعا برخی برنده نیستند و اگر امروز چارچوب‌های قانونی شکسته شود در آینده نیز هیچ انتخاباتی مورد اعتماد نخواهد بود و مصونیت نخواهد داشت.  (نماز جمعه تاریخی تهران)

موسوی:اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات  بازداشته ‌شوند (بيانيه شماره 5 ميرحسين موسوي خطاب به مردم )

 

ره بر انقلاب : برخی‌ها بدانند که با حرکات خیابانی نمی‌توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و مسئولان را وادار کرد تحت عنوان مصلحت زیر بار خواسته‌های آنها بروند چراکه تن دادن به مطالبات غیرقانونی زیر فشار، شروع نوعی دیکتاتوری است.  (نماز جمعه تاریخی تهران)

 

موسوی :تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند.انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. (بيانيه شماره 6 ميرحسين موسوي خطاب به مردم )

جناب آقای موسوی تکلیف خود را مشخص کنید. شما در بیانیه های خود به طور غیر مستقیم و با الفاظی همچون دیگران و برخی و ... رهبر انقلاب را دروغگو میخوانید و ایشان را در برابر خود قرار داده اید

آیا این حرفها نشان از تبعیت شما از رهبر میدهد؟!

این دروغگویی نیست که شما تا قبل از انتخابات خود را ملزم به پیروی از ولی فقیه میدانستید و بعد آن  فقط بخاطر اینکه توان شکست را نداشتید اینطور میتازید؟!

بله جناب موسوی شما از همان ابتدا هم شرایط یک رئیس جمهور را نداشتید و با دروغ وارد صحنه شدید و از آنجا که دروغگو(اگر اسم این حرکت شما را نفاق نگذاریم!) خود باعث رسوایی خود است حالا اینطور موضعگیری ها را از شما میبینیم.

و چه خوب گفتند ره بر مان: "ظرفيت و تحمل پيروزی و عدم پيروزی كار آسانی نيست، زيرا اين موضوع يكی از فضايل انسانی است كه بايد فرهنگ آن در ميان نخبگان و آحاد مردم ترويج شود."

برگردید جناب موسوی! برگردید و سابقه ارزشمند و آخرت خودتان را به بهایی اندک از بین نبرید.

ما نمرديم خون دل بخوري ،  تخت باشد خيالتان آقا!

حجت‌الاسلام جواد محمدزماني درباره آقا و نماز جمعه تاریخی گذشته یه شعری سرودند که خوندنش خالی از لطف نیست :

ديشب اين طبع، بي‌قرار شما 

خواست عرض ارادتي بكند 

دست كم از دل شكسته‌تان 

واژه‌هايم عيادتي بكند

***
چشم بد دور، عمرتان بسيار 

كس نبيند ملالتان آقا! 

ما نمرديم خون دل بخوري 

تخت باشد خيالتان آقا!

***
چيست روباه در مصاف شير؟! 

چه نيازي به امر يا گفته؟! 

تو فقط ابرويي به هم آور 

مي‌شود خواب دشمن آشفته

***
هست خاموشي‌ات پر از فرياد 

در تو آرامشي است طوفاني 

«الذي انزل السكينه» تو را 

كرده سرشار از فراواني

***
واژه‌ها از لبت تراويدند 

پرصلابت، پرعاطفه، پرشور 

آفريدند در دل مردم 

عزت، آمادگي، حماسه، حضور

***
اين حماسه همه ز يمن تو بود 

گرچه از آن مردمش خواندي 

رهبرا! تا ابد ولي محبوب 

در دل عاشقان خود ماندي

***
سهم دلدادگان تو سلوي 

قسمتِ دشمنان تو سجيل 

رهبري نيست در جهان جز تو 

كه ز امت چنين كند تجليل

***
نسل سوم چو نسل اول هست 

با شعف با شعور با باور 

جاري است انقلاب چون كوثر 

هان! «فصل لربك وانحر»

***
گرچه در باغ سينه‌ات داري 

لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها 

گفتي اما نمي‌روي چو حسين 

تا ابد زير بار بدعت‌ها!

***
ناگهان در نماز جمعه شهر 

عطر محراب جمكران گل كرد 

بغض تو تا شكست بر لب‌ها 

ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد

***
جان ايران! چه شد كه جانت را 

جان ناقابلي گمان كردي؟! 

آبروي همه مسلمانان 

اشك ما را چرا درآوردي؟!

***
جسم تو كامل است، ناقص نيست 

مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس 

دستت اما حكايتي دارد... 

رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!